Tuesday, July 27, 2010

پست هشتم- درسی، کار در ان ام آر پایپ

برای کار در nmrPipe همیشه میرفتم تو سرور لینوکس در حالی که لازم نیست، در واقع تو کامپیوتر خودم اگر کامند csh بدم وارد شلی میشم که تمام برنامه های پروسینگ رو میتونم اجرا کنم و نیازی به کار کردن تو سرور لینوکس نیست...


نحوه ورود به سرور:
اگر هر دو سرور در یک شبکه باشند
ssh -X userID@linuxserver یا ssh -l userID -Y linuxserver
اگر از خونه بخوام وصل شم:
ssh -X userID@linuxserver.group_address

این X- خیلی مهمه و اگر فراموش کنم بگذارم نمیتونم هیچ نرم افزاری رو باز کنم و ببینم(تو سرور لینوکس)
از کامند Y- هم میتونم استفاده کنم...


اگر وصل نشه، میتونه به این دلیل باشه که کامپیوترش خاموشه و باید برم روشن کنم.. البته نباید خاموش باشه ولی گاهی یکی اشتباه میکنه خاموش میکنه..

نحوه کپی فایل:
Copying files from linux and Mac OSX machines with scp
آنچه که در این لینک گفته شده برای من مفید بود

یادم باشه که برای کپی فلدر باید از scp -r استفاده کنم
برای کپی فایل از scp تنها استفاده میشه

برای حذف یک فایل از کامند rm و برای فلدر از کامند rm -r استفاده میکنیم...

از این ناراحتم که عین دیوونه ها پروفایل گوگل بازز رو به خاطر اینکه دلم نمیخواست یک پستی رو ببینم، حذف کردم و حالا تمام اطلاعات جمع آوری شده ام پریده....
هیچ جای دیگه ای هم محض رضای خدا نداشتمشون..

این دپرسی چیه که وقتی میاد سراغ آدم، آدم تمام پلهای پشت سرش رو خراب میکنه؟

برای ورود به نرم افزار بروکر در ترمینال
ssh
بروکر رو با حروف کوچیک تایپ میکنم.
حالا یک پنجره دیگه باز میکنم و داده هام رو پیدا میکنم و در جای خودشون میگذارم
یک فایل
fid.com
و اسکریپتهای رو باید آماده کنم
procXY.com
procXZ.com
proc3d.com
خدا رو شکر این چند تا نکته رو نوشته بودم...
گرچه تو هر کدومش کلی نکته هست که نمیدونم

تو پست یازدهم یک کم کاملتر توضیح دادم..

Thursday, July 22, 2010

پست هفتم-بازم درسی ، بازم برا و کت



دیروز رفتم خونه رو دیدم.. عکسی که زده بود تو سایتش خونه مبله بود ولی واقعیت اینجوری نبود..
خلاصه ناامید شدیم!
------
یک دختره همین الان بیرون جیغ زد.. حالا میخندند.. نمیدونم مستند یا خوش ولی هر چی که هست خیلی بی ملاحظه اند، نمیگن ایرانی جماعت سریع فکر میکنه قضیه جنایی هست و نگران میشه!!
بحث این برا و کت بود!!
کتابش میگه:
In general, the Dirac 'bra' and the 'ket' are related to each other by an operation known as the adjoint. For functions the adjoint is equivalent to taking the complex conjugate.

حالا علی میمونه و حوضش!


ویکی هم اینو گفته:

In mathematics, the term adjoint applies in several situations. Several of these share a similar formalism: if A is adjoint to B, then there is typically some formula of the type

(Ax,y) = [x, By].
درسته که این جمله راحته، ولی آی ریاضی خونده ها، اینا چرا تو ویکی فارسی هیچ اثری ازش نیست؟!

Wednesday, July 21, 2010

پست ششم- غیر درسی

نیم ساعت دیگه میرم یک خونه ببینم..
تو اطلاعات خونه یک جا گفته اینکلوسیف، یک جا گفته اکسکلوسیف
--
در مورد تزم..
یکسری دیتا باید آنالیز کنم ولی دیتای کسی که قبلا کار کرده باید فرمتش مثل مال من بشه که بتونم از اونها هم استفاده کنم..
از صبح دارم فرمت تغییر میدم..

تازه دلم گرفته..
یک هفته هست به مدت ۲۴ ساعت دلم گرفته..
شاید هم شکسته..

هی میگم درست میشه.. درست میشه..

امروز یک غریبه دوباره بهم گفت جوگیرم.. دوباره گفت بداخلاق..
از دست این غریبه هایی که زود بساط تجزیه تحلیلشون رو باز میکنند خسته شدم..

آدم کم غم و غصه داره، اینا هم هی میان یک زخم میزنند و میرند.. خوب شد یکی از بنده های خدا تایپ رو آفرید!وگرنه حرمت قلم بیشتر از این بود که این درد دلهای سطحی باهاش نوشته بشه...
-----
هر کس به طریقی دل ما میشکند،
بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا میشکند

پست پنجم- ماجرای اسکرین سیور لپتاپ من!!

من گاهی هم لغت میگذارم اینجا
چون لپ تاپم هر وقت میره رو اسکرین سیور این کار رو میکنه


گزارشگر rapporteur

rapporteur [ˌræpɔːˈtɜː]
n
a person appointed by a committee to prepare reports of meetings or carry out an investigation
[from French, literally: recorder, reporter]

پست چهارم- درسی: ماجراهای برا و کت



ماجرای برا و کت هم خیلی خاطره انگیزه. البته از نوع خاطره وحشتم سر کلاسی که استاده همچین میگفت برا و کت انگار میگفت مشتق و انتگرال و من هم برای اولین بار از وجود اینها مطلع شده بودم!!
اینو دوست ترکیه ایم ۱.۵ سال پیش بهم توضیح داد، بعدا ۲-۳ بار دیگه در موردش خوندم و باز یادم میره کاربردهاش رو
فقط دیگه میدونم برا چه شکلیه، کت چه شکلیه!!
با چه چیزهایی آدم روبرو میشه!

در مکانیک کوانتم, وضعیت یک سیستم فیزیکی مانند پرتو با یک عدد مختلط در فضای هیلبرت, \mathcal{H} و یک نقطه در فضای هیلبرت , هر بردار در پرتو با |\psi\rangle نوشته می‌شود, و کتِ پسی خوانده می‌شود. (هر متغیر دیگری می‌تواند جایگزین علامت پسی شود) هر کت می‌تواند با تعدادی بردار یکه مشخص شود,

|\psi\rangle = (c_0, c_1, c_2, ...)^T,

به علت اینکه فضای هیلبرت دارای بی‌نهایت بعد است. و به همین دلیل می‌توان یک متغییر کت را با بی‌نهایت بردار نشان داد.برا نمایشگر هر بردار خاص از این بی‌نهایت بردار است,

\langle x|\psi\rangle = \psi(x)\ = c e^{-  ikx}.

هر |\psi\rangle یک همزاد برا دارد, که به صورت \langle\psi| نوشته می‌شود. مثلا برای مطابق با کت بالا عبارت است از:

\langle\psi| = (c_0^*, c_1^*, c_2^*, \dots)

این یک تابع خطی متوالی از \mathcal{H} تا اعداد مختلط، \mathbb{C} است که به صورت زیر تعریف می شود:

\langle\psi| :  \mathcal H \to \mathbb{C}: \langle \psi | \left( |\rho\rangle \right) =  \operatorname{IP}\left( |\psi\rangle \;,\; |\rho\rangle \right)

|\rho\rangle که برای همه "کت"ها داریم


از این همه روش فرمولی برای بیان یک مسئله دیوونه میشم ولی خوب اگر آدم فرمول فهمیدن رو بلد باشه، دیگه یک فرمول تمام جملات و توضیحات رو در خودش داره...
راستی:
این نشان‌گذاری اولین بار توسط دیراک معرفی شد، به همین دلیل به آن نشان‌گذاری دیراک نیز می‌گویند.

Tuesday, July 20, 2010

پست سوم-نیمه درسی: مزدوج مختلط و توابع متعامد و متعامد یکه





این سومین پستم تو چند ساعت اخیر هست!!
یاد این شعر افتادم که نمیگذاره آدم وقتی حال داره خوب کار کنه:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
-----
دلم گرفته، خیلی گرفته، در حد اشک و آه...
-----
حالا یادم رفت بگم که یک جا به این
complex conjugate
اشاره کرده بود
ویکی میگه:
در ریاضیات، مزدوج مختلط برای یک عدد مختلط، یک عدد مختلط دیگر است که علامت بخش موهومی آن متفاوت است.
بعدش هم از توابع ارتوگونال و ارتونرمال صحبت کرده بود که متاسفانه به توضیحات ویکی فارسی لینک نیست ولی بالاخره پیداش کردیم:
در ریاضیات، دو بردار را متعامد گویند هرگاه بر هم عمود باشند. به عبارت دیگر دو بردار متعامدند اگر و تنها اگر ضرب داخلی آنها برابر با صفر باشد یا با هم زاویهٔ راست (۹۰ درجه) ساخته باشند.

مرسوم است که برای توابع

f

و g

ضرب داخلی زیر را تعریف کنیم:

\langle f, g\rangle_w = \int_a^b  f(x)g(x)w(x)\,dx.

که در آن ‎

w(x)

تابع وزن نامنفی برای ضرب داخلی است. در این صورت، می‌گوییم دو تابع بر هم عمودند اگر ضرب داخلی‌شان صفر باشد:

\int_a^b f(x)g(x)w(x)\,dx = 0.

در این ضرب داخلی، طول بردارها (تابع‌ها) از ضرب داخلی بردار در خودش به دست می‌آید:

\|f\|_w = \sqrt{\langle f, f\rangle_w}

اعضای یک دنباله از توابع

{ fi : i = 1, 2, 3, ... }

متعامد هستند اگر

\langle f_i, f_j \rangle=\int_{-\infty}^\infty  f_i(x) f_j(x) w(x)\,dx=\|f_i\|^2\delta_{i,j}=\|f_j\|^2\delta_{i,j}

و راست‌هنجار (متعامد یکه) هستند اگر:

\langle f_i, f_j \rangle=\int_{-\infty}^\infty  f_i(x) f_j(x) w(x)\,dx=\delta_{i,j}

در رابطهٔ بالا

\delta_{i,j}=\left\{\begin{matrix}1 &  \mathrm{if}\ i=j \\ 0 & \mathrm{if}\ i\neq j\end{matrix}\right.
دلتای کرونکر نام دارد.

راست‌هنجار (متعامد یکه) : orthonormal
متعامد: orthogonal

در پایان نتیجه می گیریم که:

پست دوم-درسی: اسپین صفر و توابع پیوسته و مختلط



همه چی از این شروع شد:
spinless quantum mechanics
برای اطلاع دوستان، الان دارم سعی میکنم یک کتاب بخونم، پنج فصل اول این کتاب رو خونده بودم. حالا رسیدم فصل شش. اینم بگم اون پنج فصل رو قبل از انتخابات پارسال خونده بودم، یعنی چی؟ یعنی یک سال پراکنده خونی و آشفتگی..
خط اول بعد از مقدمه فصل شش:
Spinless quantum mechanics makes extensive use of continuous functions!!!
ویکی میگه:
یک مساله که فهم آن عجیب است مساله شکل این ذرات است ذراتی که اسپین صفر دارند مانند نقطه اند از هر طرف که نگاه کنیم یا به هر طرف بپرخانیم یک شکل اند ولی ذرات با اسپین ۱ مانند یک تیر(پیکان) هستند واگر آنها را ۱۸۰ درجه بچرخانیم درست عکس شکل خود را می‌گیرند ذراتی با اسپن ۲ در ۹۰ درجه چنین شکلی می‌گیرند اما اصل کار بر روی فرمیون هاست زیرا آنها اسپین اعشار دارند و یک الکترون با اسپین ۱/۲ اگر ۳۶۰ درجه چرخانده شود درست به شکل قبل دیده نمی‌شود(معکوس دیده می‌شود) ولی در چرخش ۷۲۰ درجه درست مانند قبل مشاهده می‌شود. حالا شما سعی کنید شکل آن را تصور کنید.

در ریاضیات، تابع پیوسته در نقطه

a

تابعی است که در نقطه

a

تعریف شده، و همچنین حد تابع در آن نقطه موجود و برابر

f(a)

باشد. در تعریفی شهودی خواهیم داشت تابعی پیوسته‌است که هر تغییر کوچک در ورودی اش، تغییری کوچک در خروجی اش ایجاد کند، و بتوان نمودار آن را بدون برداشتن قلم از روی کاغذ رسم کرد..

صفحه دوم میگه:

Functions of importance to quantum mechanics are often complex!!!

بازم ویکی فارسی میگه:

تابع مختلط به تابعی گفته می‌شود که بر مجموعه اعداد مختلط تعریف شود. این توابع بویژه در مطالعه هندسه فراکتال‌ها، و علوم مهندسی چون طراحی مدارات و سیستم‌های مختلف الکترنیکی و مخابراتی کاربرد بسیار فراوان دارند.

عدد مختلط عددی به شکل  a + ib \, است که

a و

b

اعداد حقیقی‌اند و

i

یکهٔ موهومی با خصوصیت

i2 = -1

است . عدد

a

قسمت حقیقی و عدد

b

قسمت موهومی نامیده و نوشته می‌شود:

  • Imz = b
  • Rez = a

پ.ن. وقتی از حروف انگلیسی تو متنم استفاده میکنم اگر اینتر نزنم کل متن به هم میریزه.. اینه که اینجوریه

پست اول-غیر درسی

سلام
من اومدم اینجا با خودم حرف بزنم
اونایی که میتونن اشکالات منو رفع کنند لطفا من رو به فیدشون اضافه کنند
اونایی که تحمل غرغرهای من رو ندارند لطفا اضافه نکنند..
من بداخلاقم چون دکتری میخونم
زود ناراحت میشم و دیر خوشحال میشم
--
اصلا من بدم
چه میشه کرد، خلقت خداست
آهان، من دخترم، واسه همین بدم
مثل بقیه دخترها یک کم فمینیستم چون وقتی بهم توهین میشه یا به کسی ظلم میشه ناراحت میشم و وقتی ناراحت میشم یک کم بیانش میکنم، و وقتی یک کم بیانش میکنم یک کم فمینیست میشم..
نه اینکه واسه گروه یا عقیده خاصی باشم، واسه اینکه فکر کنم اینم بخشی از خلقتمه که بفهمم بهم توهین یا ظلم شده و باز هم بخشی از خلقتمه که وقتی بفهمم برنجم
--
سعی میکنم واسه اینکه تزم خوب پیش بره اون بحثها اینجا پیش نیاد

پ.ن. اگر متوجه نشدید من چی گفتم الان، اشکالی نداره.. من کلا یک کم فعلها رو پس و پیش میگم